آهنگ با صدای بی صدای اندی

متن آهنگ صدای خسته اندی

با صدای بی صدا مثل یه کوه بلند مثل یک خواب کوتاه

یه مرد بود یه مرد

با دستای فقیر با چشمای محروم

با پاهای خسته یه مرد بود یه مرد

شب با تابوت سیاه

نشسته توی چشماش

خاموش شد ستاره افتاد روی خاک

سایه اش هم نمیموند هرگز پشت سرش

غمگین بود و خسته تنهای تنها

با لبهای تشنه به عکس یه چشمه

نرسید تا ببینه قطره قطره قطره ی آب قطره ی آب

در شب بی تپش این طرف اون طرف

می افتاد بشنوه صدا صدا صدای پا صدای پا

اندی مرد تنها

دوست یه سکه ی نایاب

گلدون عتیقه یه شعر نگفته

رو لب بسته

سوار موج نور با حافظه ای سخت بی گذشت

بی درد تنهای تنها

در کنج یه قفس

بی نفس بی هیچ کس

با حسرت یه سحر هوا هوا

هوای پاک هوای پاک

در شب بی خوابی از چشم ستاره

قطره قطره میچکه

رویا رویا بر سر ما بر سرما